خرید بک لینک
نفحةلغتنامه دهخدا

معنی کلمه ی نفحه چیست؟

در لغت نامه دهخدا آمده است که:
نفحة. [ ن َ ح َ ] (ع اِ) یکی نفح است . رجوع به نفح شود. || دمیدگی .(ناظم الاطباء). || یک بار وزیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دفقة. (متن اللغة). || عطیة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (متن اللغة) (اقرب الموارد). ج ، نفحات . یقال لفلان نفحات من المعروف ؛ ای دفعات . (اقرب الموارد). || پاره ای از عذاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). قطعه ای از عذاب . (از اقرب الموارد). || شیر خالص . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). محضة. (اقرب الموارد) (متن اللغة). || نخستین فوران خون و یک دفعه فوران خون . (از اقرب الموارد). || بوی خوش . (ناظم الاطباء). ج ، نفحات . رجوع به نفحات شود
نفحه ای دیگر بیامد هوش باشپایگاه اینترنتی نفحه

برچسب: نویسنده: آریا صمیمی تاريخ: سه شنبه 28 دی 1395 ساعت: 7:35

صفحه بندی